سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

181

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

الساعه پنج هزار سوار در شهر حاضر است . شاه را به تخت نشانده و از سلطنت‌آباد كه تشريف آوردند جيقه به كلاه زده بودند . خيلى مردم خوشحالى و خرمى مىنمودند . الحمد لله به خوبى از كندهء استبداد جستيم و به نونهال مشروطه نايل گرديديم . جان من فداى مجاهدين مشروطه‌خواه كه زن و بچهء ما را اول از چنگ سيلاخورى و بعد از روس‌ها نجات دادند . قربان خاك قدم رؤساى مشروطه . و الله آنچه بگويم كم گفته و نوشته‌ام . زنده باد علماى مشروطه و ظل السلطان و ستار خان و سپهدار و سردار اسعد و صمصام السلطنه و يپرم خان و حاجى سياح و مجاهدين . پاينده باد مشروطه . فنا شد استبداد . ولدالزنا آن كسى است كه استبداد را بخواهد ولو آنكه در سال مبالغى عايدى داشته باشد . به محمد على ميرزا در سفارت روس شش اطاق داده‌اند . سه اطاق زن و بچه شاه معزول نشسته بدون حفاظ كه مدام پرده افتاده است و حق كشيدن تجير ندارند و از اطاق بيرون نمىآيند و سه اطاق هم خود شاه معزول [ 225 ] نشسته : يكى قهوه‌خانه ، يكى خوابگاه ، و يكى محل نشستن . امير بهادر در باغ چادر قلندرى [ زده ] و نشسته است . « خاكت به سر ترقى معكوس كرده‌اى ! » اين‌قدر كرد و مردم را به فشار استبداد آورد تا آنكه ريشهء خود را كند و « محمد جعفر كليان گتر » را منتشر نمود و زانوى غم در بغل گرفت . ولى اين تغيير و تبديل به عقيدهء اين بنده به اين حالت نخواهد ماند . اول فتنه و آشوب و انقلاب است و عما قريب از هرگوشه‌اى صدايى بلند خواهد شد ، نه از براى تغيير سلطنت بلكه از براى خودسرى و بعضى به دست‌آويز تغيير سلطنت . احتمال مىدهم آشوبى بشود . بلكه فيما بين وزرا و امرا و سركردگان اطراف .